تبليغاتX
ღ♥ L o V e L e S s♥ღ

ღ♥ L o V e L e S s♥ღ

فروشه پولسار

یک دستگاه موتور پولسار، نقره ای، مدل: 1383، 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم شهریور 1390ساعت 20:47  توسط هومن   | 

عنوان ندارد

salam salam.khoobid.safarid?darid hal mikonid?ia naraftii

man k naraftam iani miduni nashod dg

eshkal nadare bejash alan injam

rasti man tabrik eido nagoftam

sale khoobi baratoon arezoo mikonam porepoool hamra ba salamati

rasti emrooz motoramo bordam car wash koli naz shod,gel bastebood

are dg,hamin.bye

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم فروردین 1390ساعت 20:4  توسط هومن   | 

bekhoon halesho bebar

اتومبیل مردی که به تنهایی سفر می کرد در نزدیکی صومعه ای خراب شد.مرد به سمت صومعه

حرکت کرد و به رئیس صومعه گفت : «ماشین من خراب شده. آیا می توانم شب را اینجا بمانم؟ »

رئیس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت کرد. شب به او شام دادند و حتی ماشین او را تعمیر

کردند. شب هنگام وقتی مرد می خواست بخوابد صدای عجیبی شنید. صدای که تا قبل از آن هرگز

نشنیده بود ....

صبح فردا از راهبان صومعه پرسید که صدای دیشب چه بوده اما آنها به وی گفتند

را به تو بگوییم . چون تو یک راهب نیستی» مرد با نا امیدی از آنها تشکر کرد و آنجا را ترک کرد.

چند سال بعد ماشین همان مرد بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد . راهبان صومعه بازهم وی را

به صومعه دعوت کردند ، از وی پذیرایی کردند و ماشینش را تعمیر کردند. آن شب بازهم او آن صدای

مبهوت کننده عجیب را که چند سال قبل شنیده بود ، شنید..

صبح فردا پرسید که آن صدا چیست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمی توانیم این را به تو بگوییم . چون

تو یک راهب نیستی»این بار مرد گفت «بسیار خوب ، بسیار خوب ، من حاضرم حتی زندگی ام را برای

دانستن فدا کنم.. اگر تنها راهی که من می توانم پاسخ این سوال را بدانم این است که راهب باشم ،

من حاضرم .بگوئید چگونه می توانم راهب بشوم؟»

راهبان پاسخ دادند « تو باید به تمام نقاط کره زمین سفر کنی و به ما بگویی چه تعدادی برگ گیاه روی

زمین وجود دارد و همینطور باید تعداد دقیق سنگ های روی زمین را به ما بگویی. وقتی توانستی

پاسخ این دو سوال را بدهی تو یک راهب خواهی شد.»

مرد تصمیمش را گرفته بود. او رفت و ۴۵ سال بعد برگشت و در صومعه را زد.مرد گفت :‌« من به تمام

نقاط کرده زمین سفر کردم و عمر خودم را وقف کاری که از> من> خواسته بودید کردم .. تعداد برگ

های گیاه دنیا ۳۷۱,۱۴۵,۲۳۶, ۲۸۴,۲۳۲ عدد است و ۲۳۱,۲۸۱,۲۱۹, ۹۹۹,۱۲۹,۳۸۲ سنگ روی زمین

وجود دارد» راهبان پاسخ دادند :« تبریک می گوییم . پاسخ های تو کاملا صحیح است

. اکنون تو یک راهب هستی . ما اکنون می توانیم منبع آن صدا را به تو نشان بدهیم.»

رئیس راهب های صومعه مرد را به سمت یک در چوبی راهنمایی کرد و به مرد گفت : «صدا از پشت

آن در بود» مرد دستگیره در را چرخاند ولی در قفل بود . مرد گفت :« ممکن است کلید این در را به من

بدهید؟» راهب ها کلید را به او دادند و او در را باز کرد. پشت در چوبی یک در سنگی بود . مرد

درخواست کرد تا کلید در سنگی را هم به او بدهند.

راهب ها کلید را به او دادند و او در سنگی را هم باز کرد. پشت در سنگی هم دری از یاقوت سرخ قرار

داشت. او بازهم درخواست کلید کرد .پشت آن در نیز در دیگری از جنس یاقوت کبود قرار داشت…. و

همینطور پشت هر دری در دیگر از جنس زمرد سبز ، نقره ، یاقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت. در

نهایت رئیس راهب ها گفت:« این کلید آخرین در است » مرد که از در های بی پایان خلاص شده بود

قدری تسلی یافت.. او قفل در را باز کرد. دستگیره را چرخاند و در را باز کرد . وقتی پشت در را دید و

متوجه شد که منبع صدا چه بوده است متحیر شد. چیزی که او دید واقعا شگفت انگیز و باور نکردنی

بود.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

اما من نمی توانم بگویم او چه چیزی پشت در دید ، چون شما راهب نیستید !!!!

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 18:48  توسط هومن   | 

M M M M.akheeeei.baaale baaale

silam doostane man .mane doostan .

khoofid khoshid.khodara shokr.

moharam shodaaa.akhei

are

man emrooz danes gaham 3shanbaro migam.

khob iani k.khob k chi aslan boro baba divoone.

shab bekheir man beram in hoomano bekhaboonam

bye bye

albate k ta HI

bye

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آذر 1389ساعت 23:7  توسط هومن   | 

qese

salam be hame doostaye golam

khoobid nanaza.ha?nashnidam

khob bezar vasatoon ie chizi begam:are

ie rooze aftabi bood ke chanta kamioon asas avordan dame khoonamoon.inja ie apartemane 40 vahedie are.asasaro avordan ta residan dame khoone ma vali too khoone ma ke nayoomadan.raft tu khoone baqalie samte chap.chanta mashin too kooche ezafe shod.206 kafe zamin.xantia .mohave.132.mvm...kholase behet begam ke hamashoon ie mashin dashtan.

badesh ie pesare bood laqar ham qade man sahabe 206 bood iak sistemiam dasht khafan.badesh ie rooz too daneshga didamesh.avalesh shak kardam un bashe .badesh ie 3 hafte bad dobare didamesh .indar raftam jolo salam kardam das adam.badesh baham refiq shodin.iak bache bahalie.kheili bahale.esmesh saeed e.are.badesh ie rooz too rahro didamesh o goftam aqa mitoonam shomarato dashtebasham..hads bezan simesh chi bood 0937.aaa.are bade ie 2 rooz s dadam unam khoone bood goftam hal dari berim birun .goft are 5 min dg dame daram.raftam pain umad .dare mashino baz kard cheshmet rooze bad nabine neshestam too mashinesh .engarke neshestam roo asfalt.sandali nagoo takht bood.sistemo vol dad raftim faza ta beresim too utooban ie chanta sort gir bood badesh are dg .sare har sorat gir 12geram ar mashin kam mishod.residim to hakim qarb aqa man ba motor jorat nemikonam injoori az laie mashina rad sham.mordam .hichi dg residim dame ie parki too baq feiz be esme fereshte.ie chizi hoodoode 20 nafar adame zende unja boodan k baiad bna hamshoon das midadam.chi begam dastam taval zad.are .badesham koli iakh zadim .badesham chanta sorat gir radkardim ie chand geram dg sabok shodim o mano gozasht dame khoone raft dombale zeidesh(gf)are.vaaaaaai.dahanam be g... raft.cheqadr eveshtam.

bye rasti ie chizi eshqam mikhad azam joda she khoda nazar nazar.ok khoda. shoma vase chi bikar neshestid khob doa konid .bye bye.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 17:20  توسط هومن   | 

HE

vai az in kheili khosham umad negash kooooooon

kheili bahal bood naaaaaaa!!!!!!!!! ha  

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم آبان 1389ساعت 13:24  توسط هومن   | 

he hehe

 silam bache ha khoofin

he cheqadr bahale in mage na

avalin bare tu webam az ina gozashtam

qashage?

bye ta hi

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم آبان 1389ساعت 13:22  توسط هومن   | 

SHERE QASHANGI KE QOLESHO BEHETOON DADEBOODAM.

چیه چیزی شده ؟ چرا ساكتی ؟

دوست داری من نباشم تا كنارت باشه كی ؟

شنیدم از من دلسرد شدی به تازگی

شادیهاتو تقسیم میكنی با یكی ..

دیگه كه دوسش داری و تو روش حساسی ..

روش داری عقاید خیلی شیك و وسواسی..

اینقده اونو میخوای كه اگه با اون بودی و منو اتفاقی جایی دیدی نشناسی ..

گفتم غرورمم زی پاهات بذار له بشه

رفتی نذاشتی حتی دوستیمون به سال بكشه

تو عین نداریا واسه تو هر كاری كردم و بی معرفت نیومد یه بار به چشت

هرچی راجع بهت فكر میكردم شد نقش بر آب .. آواره آمارت بدجور همه جا پخشه الان

كاری كردی كه حتی زندگی سخته شه برام .. بگو بینم كی تو زندگیت پر نقشه الان ؟

اونم مثل منه و تعصب داره رو تو ؟

دوست داره همه جوره حفظ كنه آبروتو ؟

مثل من حاضره با دنیاهم عوض نكنه حتی .. یه دونه از اون تاره موتو ؟

یا كه بر عكس نسبت به تو بی ارزشه ؟بگو چی كم گذاشتم واسه تو این رسمشه ؟ !

كه جواب خوبیمو بدی با بدیات

مگه نمیگفتی فرق كردی با قدیمات ؟!!

خاطراتو فراموش میكنم مو به موشو برو با هر كی كه دلت میخواد رو به رو شو

بدون دیگه واسه من مرده كسی كه یه روزی با دنیا عوض نمیكردم یه دونه موشو

چه خوش خیالم به فكر اینكه دوباره تو بهم زنگ میزنی شبا تا صبح بیدارم ..

عیب نداره تو این شبا كه واسه ما سخته خواب

تو با خیال راحتت بگیر تخت بخواب

نگران منم نباش و آروم یواش .. چشماتو ببند بودن از ما داغون تراش

كه حالا همه چی رو سپردم به دست فراموشی

خوب میدونم كه حالا با كس دیگه هم آغوشی

اینا رو میبینم و میسازم بازم با غمتو

اینو بدون یه روزی میگیره آهم دامنتو

آخه تا من یادمه تو با راحتی ..منو تنها گذاشتی تو اوج ناراحتی

كاری كردی كه به یه فكر خراب رسیدم .. فكر كثیفمو حتی تا خلاف كشیدم

وقتی میدیدم نیستی اما یادت اینجاست وقتی نمیشد من و تو با هم ما بشیم باز

خاطراتو فراموش میكنم مو به موشو برو با هر كی كه دلت میخواد رو به رو شو

بدون دیگه واسه من مرده كسی كه یه روزی با دنیا عوض نمیكردم یه دونه موشو

هنوزم بوی عطرت چندتا دونه ی مشكی از اون موی لختت

روی تخته .. تختی كسی كه همیشه میشدی روش تو بفلم ولو

تو كه رفتی .. نمیشكوندی اقلا دلو

با زخم زبونت ..

رسم زمونه اینه رابطه هایی كه به هم وصله نمونه

خیلی خوب دیگه همه چی بسه تمومه هر چی خدا بخواد همه چی دسته همونه

ولی بدون تو هم یه كم نه آخرشی

منه ساده رو بگو ساختم با همه چی

نمیخوام سر صحبت الكی هی بی مورد باشه .. اصلا تو خوبی هر چی تو میگی باشه ..

دیگه اسمتم تو زندگیم باشه نحصه

هر بلاییم سرم آوردی ناز شصتت

بهتره اصلا نمونیم با هم ما یه لحظه ..امیدوارم دل تو هم باشه از من خسته

خاطراتو فراموش میكنم مو به موشو برو با هر كی كه دلت میخواد رو به رو شوبدون دیگه واسه من مرده كسی كه یه روزی با دنیا عوض نمیكردم یه دونه موشو

آرمین .. تو ای اف ام

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم آبان 1389ساعت 13:15  توسط هومن   | 

...

بی ستاره شدم و  هیچ کسی نمیدونه
+ نوشته شده در  شنبه یکم آبان 1389ساعت 13:49  توسط هومن   | 

برگرد

 اینجا که تنهاتر منم بند بند قلبم با تو
   

  مقصد خاموش چشام یه دریا بارون تا تو

خیاله تو کمه برام شدی یه پاره از تنم 
   

  راهی تا بودنت بذار دلو به دریا بزنم

دور از تو بی تو سر کنم تا کی غم دقایقو 
 

   کی جز تو پنهون میکنه از بغض من این هق هقو

دیدار ما با گریه رفت، جاده به دنباله چشات
  

  این انتظار عذابم برگرد دلم تنگ برات

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389ساعت 17:6  توسط هومن   | 

...

 چه احساسی به خرج بدم تا بگم که بی تو هیچم
 

        که چرا از کوچه ی را به شبه بارون میپیجم

تو پنهونی توی قلبم که  طماشات همه راز

       غیر دوری چیزی من رو یاده گریه نمیندازه

میدونم حالمو دیدی که سرو پا مسته دردم

      اگه دستمو نگیری به کی دیگه دل ببندم

هنوزم دلشوره داره بی تو هر خاطر دنیام
  

     تو رو به قلبم سپردم تا نره از دست نفسهام

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389ساعت 16:59  توسط هومن   | 

ای کاش می شد بیای
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم شهریور 1389ساعت 10:47  توسط هومن   | 

باورم کن

                             

روزای خوب بهارم بی تو رنگی ندارن

                                            بگو بجز تو کیو تو قلبم بذارم

واسه تو زنده ام آره بمون تا باشم

                                          شبهای تیره و تارم با تو ستاره میشن

خدا تو رو واسه من آفریده

                                         دیگه تنهام نذار بار آخریته

آره میدونم دوسم دارم گله نازم

                                        هرچقدر بخوای قربونت میشم بازم

نکن انقدر دیگه هومن رو اذیت

                                        بیا جلو نکنه میکشی خجالت

انقدر ناز نکن دیگه واسه هومن

                                      چون نمی تونم دیگه بی تو بمونم

هرچی ازت گفتم کم بوده

                                     عشقم تویی آره معلومه

+ نوشته شده در  شنبه ششم شهریور 1389ساعت 19:13  توسط هومن   | 

باش

دوست دارم اینو بخون از تو چشام

                                           اگه بری نمیتونم پس تو باهام

بمون واسه تو میخونم عشق منی

                                           نبینم یه روز از من دل بکنی

  

+ نوشته شده در  شنبه ششم شهریور 1389ساعت 19:1  توسط هومن   | 

  

    بابا بزرگم از دنیا رفت

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم شهریور 1389ساعت 17:17  توسط هومن   | 

فریاد

صدای گیتار من شبارو پر کرد تا سحر

                                              ولی عشق من دوباره رفته به سفر

نمی خواد ببینمش دیگه منو دوست نداره

                                              این دل شکستمو دوباره عاشق ببینه

منی که عشقتو به جون میخرم

                                            چرا حق ندارم تورو یه بارم ببینم

واسه دیدنه تو دنیارو آتیش می زنم

                                            واسه یه بار خندیدنت از دل و جونم می گذرم

حالا چرا می خوای بری منو تنها ترم کنی

                                            مگه تو اونی نبودی که میگفتی با منی

آره دیگه دیر شده روز مرگم اومده

                                            فرشته مرگم جونمو راحت می گیره

حالا دیگه تنها شدی با تمومه قصه هات

                                            حتی اگه بخوای نمیتونم پیشت بیام

نفرینت نمی کنم عزیزمن راحت بمون

                                            ولی نامردی و اینو همیشه تو بدون

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم شهریور 1389ساعت 10:12  توسط هومن   | 

L o V e

 Too tanhay qamaro sar mikesham

to nisti bito daram zajr mikesham        

Ba khaterate khoobam daram sarmikonam                           

yadete migofty bito tab mikonam    

Khaterate khis hame az ashkaie mane

are rafti hooman alan delesh pore qame

Bedoon rafti to,yeky hanooz delvapasete

vase bargashtanet hanooz pelko nazade

Dar baz gozasht vase rooze oomadanet

vali nayoomad vase man hata khabaret

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم شهریور 1389ساعت 9:49  توسط هومن   | 

RAFT AZ IN DYAR

 

                                         Tanham gozash raft az in dyar           

eshqamo vasam baz biar

                            Biad ta behesh begam doosesh daram              

 jaie shoonash roo qamham sar mizaram

                                         Vaqt nadaram vase khandidan

qame rastiro,in bar didam

                                              Are to boodi kilide shadiam

hala ashk neshaste roo gooneham

                                                  Are too shabhye tarikam             

dorovaram iek mosht aeenast

                                   Khodamo mibinamo lanat mikonam

be khodamo karaee ke kardam

                              Hala tanham bebin hooman qam dare          

nemikham biai,bery baz dobare

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم تیر 1389ساعت 11:26  توسط هومن   | 

L o V e

 

                                                                                         RAFTI AZ IN AQUSH CHE RAHAT     VA BAZ MAN TANHAM VA KHAMOOSH CHERAQAM 

 

   
                                                                 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم تیر 1389ساعت 18:5  توسط هومن   | 

L o V e r

Eshqe man mahe man                                       hameie bavaram

To boodi vase man                                           rafti az khateram

Vase to mimiram                                        nisti o bahoone giram

Vase to eshqe ziadam                                vase to daro nadaram

Begir dastam,ke khastam                            be paie to neshastam

Age rafti az pisham                                 bedoon divoone misham

Are to eshqe nabam                                          bi to ie sarabam

Harchi be pat berizam                              midoonam kam mizaram

Nadidi chi keshidam                                     ta man toro begiram  

Man tooie cheshatam                                eshqo daram mibinam

Age ierooz bioftam                                         man bito mimiram 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم خرداد 1389ساعت 14:43  توسط هومن   | 

L o V e

Too shabham gerie o zari lahzeham ba biqarari

Migzaran ama to nisti to dige doosam nadari

Inhame qose o qam man keshidam take bemooni

 Vali to tanham gozashti vaqti gofti nemitooni

Delam gerefte bebin daram mimiram

Bedoone to man too tanhaii asiram

Delam gerefte bia beres be dadam

Ke man bejoz to hich kasro doost nadaram

+ نوشته شده در  شنبه یکم خرداد 1389ساعت 20:27  توسط هومن   | 

L o V e

Roozegaram eshqamo bord az kenaram 

vase hamine ke alan morde baharam 

Vase to mikhoonam are madare man 

qalbamo beto midam bavare man 

To boodi eshqamo hastio rafti

vase hamine ke alan khordam be sakhtii

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1389ساعت 20:27  توسط هومن   | 

L o V e

Nagooke doosam nadari

 vase cheshmat biqararam

Hata vaqte raftane to

sar roo shoonehat mizaram

Azizam bito nemishe 

lahzeii aroom begiram 

Fekre to tooie in sinam 

mikham hardam man bemiram

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1389ساعت 20:0  توسط هومن   | 

L O V E * *

                                                                         دوست دارم
+ نوشته شده در  جمعه دوم بهمن 1388ساعت 11:12  توسط هومن   | 

دل شکسته

هر قدم بر میداری بیشتر میشه فاصلمون

                                               نگو رابطه ی بین منو تو دیگه شد تموم

گذشت اون زمون که میگفتم دوست ندارم

                                              اشک میریزه از چشمام وقتی تورو به یاد میارم

عکساتو میبینم بارونی میشه چشمام

                                              اره فقط واسه تو بود همه درد و غصه هام

میگی میری و بعد دو روز میشه غصه ها تموم 

                                              اصلا فکرشم نکن بی تو نمیارم دووم

تو عشقمی و واسه تو میمیرم نرو

                                              اگه برنگردی دق میکنم بی تو

چرا همش میخوای ببینی تو دربه دریمو

                                             حالا اگه میخوای بمیرم برو

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 14:38  توسط هومن   | 

ٍسفید ... سیاه ... خاکستری

 

سفید ... سیاه ... خاکستری

 

یک تکه کاغذ دادم به تو                

                                       سفید سفید

 

یک قلم بر داشتی                       

                                     سیاه سیاه

 

با تمام توانت روی کاغذ نوشتی

باورت نمی کنم…

 

پاک کن را برداشتی نوشته را پاک کردی

 

نوشته ات روی کاغذ پخش شد

 

کاغذ سفید روحم خاکستری ماند…

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 20:25  توسط هومن   | 

غروب غم انگیز

madaram ei iavaram                                                               rafti az pisham nemishe bavaram

 iadete che ruz haie sakhti dashti inja                                    hala vaghte arameshete un bala

 rafti az pisham vase hamishe                                            naghofti delam vasat tangh mishe

naghofti zude vase raftan                                vase tanha ghozashtano dele mano shekastan

  delamo soozoondi                                                                         rafti  pisham namundi

 iadete che ruz hai dashtim un zamun                          vaghti chahar taii budim tu khunamun

hala jash khalie,hame mighan un balast                             vali man migham hanuz pishe mast

 dele tariko sarde baba                                                         hast hanuz ba to hata un bala

 hala hamechi tamum shode inja                                                esme un fereshte bud roia

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 11:22  توسط هومن   |